ميرزا محمد حيدر دوغلات

557

تاريخ رشيدى ( فارسي )

گذشته حقى بر من داشته و مرا از روى مهر پرورانده ، گذشته 722 از اين حضرت رسالت - صلّى اللّه [ عليه و سلّم « 1 » را ] « 2 » نيز نوازش‌ها مىرسيد . اكنون نمىدانم كه چه شد از آن نوازش‌ها اثرى ظاهر نيست و مرا يقين شده است كه از اين مرض خلاصى ندارم . خواجه خاوند محمود برادر كه به جاى پدر بودند اين همه شدت نابايستى كرد و مهر و شفقت برادرى و پدرى را تام يك سو كرد . دريغ و هزار دريغ . از اين مقوله چندى فرمودند و حكايت چندى ديگر نيز فرمودند و سپارش بعضى متعلقان كردند و با بنده جامهء اورمك 723 اشترى و فوطه 724 بر سبيل يادگار دادند . چندانكه بنده در دفع اين تخيل سخنان گفتم ، گفتند مرا اين امر محقق شده است و هيچ اشتباهى نيست . شب ششم مرض ، در چهاردهم صفر سنه سبع و ثلاثين و تسعمايه ، 725 روح مقدس ايشان به جوار قدس رحلت فرمود - عليه الرحمة و المغفرة و الرّضوان « 3 » - و بنده « طاير بهشتى » 726 تاريخ يافتم . خان بنده را به ملازمت خواجه مخدومى نورا فرستاد . بنده رفته استدعاى مراجعت نمودم . مراجعت نمودند . خان استقبال كرده سر در قدم ايشان نهاده به اعتذار تمام ايشان را آوردند و عزاى خواجه محمد يوسف در ملازمت ايشان به تصدقات و اطعام عام و ختمات قرآن به اختتام رسانيدند . اما حضرت خواجه مخدومى نورا ، يانگى حصار را اختيار فرمودند . خان نيز براى ملازمت ايشان از ياركند ، يانگىحصار رفته زمستان آنجا بودند . آن زمستان مخلصان و بندگان درگاه در ملازمت ايشان مىبودند و حال‌هاى عجيب از ايشان مشاهده مىكردند . خان به ملازمت ايشان مداوم بود . « 4 » ذكر موجبات وحشتى كه ميان خان و ايمن خواجه سلطان واقع شد شرح خصوصيات اين احوال ، تطويل دارد و اطالت ( 264 پ ) آن اصل مقصود را

--> ( 1 ) . نگ : - صلّى اللّه عليه و سلّم . ( 2 ) . نب : - عليه و سلّم را . ( 3 ) . نگ : - عليه . . . الرضوان . ( 4 ) . نگ : + فصل هشتاد و يكم .